مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

387

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 2 ، ص 192 . فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 1 ، ص 180 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 272 . جمله‌هاى مزدوجه جمله‌هاى مزدوجه جمله‌هاى اسمى داراى جمله فعلى در بخش دوم « خبر » جمله‌هاى مزدوجه ، از اقسام جمله‌هاى خبرى بوده و عبارت است از جمله‌هايى كه مركب از جمله اسمى و فعلى مىباشد ؛ به بيان ديگر ، به جمله‌هاى اسمى كه خبر آنها فعل باشد ، جمله‌هاى مزدوجه مىگويند ، مانند : « البدر طلع » . ميان علماى نحو اختلاف است كه آيا جمله‌هاى مزدوجه مركب از دو جمله است يا اينكه يك جمله فعلى است كه فاعل آن مقدم شده است ؛ مشهور ، بلكه همه علما ، معتقدند كه جمله‌هاى مزدوجه مركّب از دو جمله است . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 273 . جمله‌هاى ناقص الفاظ مركب فاقد معناى تامّ جمله‌هاى ناقص ، مقابل جمله‌هاى تام بوده و به الفاظ مركبى گفته مىشود كه معناى تام و كاملى نداشته و كلام به آن پايان نيافته و سكوت برآن صحيح نيست ؛ يعنى با شنيدن آن ، شنونده انتظار كامل كردن آن را از سوى گوينده دارد ، مانند : جمله‌هاى وصفى و اضافى . در اينكه جمله‌هاى ناقص براى چه معنايى وضع شده است ، اختلاف وجود دارد : 1 . برخى مانند مرحوم « محقق خويى » معتقدند اين جمله‌ها براى تحصيص ( حصه حصه كردن ) وضع شده است ؛ يعنى دايره صدق اسم مضاف را تضييق مىكند ؛ براى مثال ، واژه « آب » هر آبى ( آب دريا ، آب نهر ، آب كوزه و . . . ) را شامل مىگردد . اما وقتى گفته مىشود « آب كوزه » مفهوم آن ضيق بوده و به آب موجود در كوزه كه حصه خاصى از آب است ، اختصاص مىيابد . 2 . مشهور اصولىها معتقدند جمله‌هاى ناقص براى نسبت ناقص وضع شده است ، مانند : نسبت موجود در تركيب اضافى « ضرب زيد » . نيز ر . ك : نسبت ناقص . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 1 ، ص ( 265 - 263 ) . مظفر ، محمد رضا ، المنطق ، ص 50 . جمله‌هاى وصفى جمله‌هاى تام داراى موضوع مقيّد به وصف جمله‌هاى وصفى ، از اقسام جمله‌هاى تام است كه موضوع آنها به وصف اصولى ( مقابل وصف نحوى ) مقيد مىباشد ، مانند : « فى الغنم السائمة زكات » كه در آن « غنم » به وصف « سائمة » مقيد شده است . در اينكه چنين جمله‌هايى مفهوم دارد يا ندارد ، اختلاف است . نيز ر . ك : مفهوم وصف . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 122 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 253 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 332 . [ جواز ] جواز ( اخص ) ر . ك : اباحه ( اخص ) جواز ( اعم ) ر . ك : احكام ترخيصى جواز جامع ر . ك : احكام ترخيصى جواز شرعى ر . ك : اباحه شرعى جوامد الفاظ غير مشتق از الفاظ ديگر جوامد ، به الفاظى گفته مىشود كه از لفظ ديگر گرفته نشده باشد و در نظر نحويون ، مقابل مشتق است ، مانند : « زوج » ، « اخ » و « رق » . نكته : همان گونه كه مشتق اصولى و ادبى باهم تفاوت دارند ، جامد اصولى و جامد ادبى نيز باهم فرق دارند ؛ براى مثال ، « زوج » در اصول ، مشتق است ، ولى در ادبيات ، جامد محسوب مىشود . نيز ر . ك : مشتق ( اصول ) ؛ مشتق ( ادبى ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 58 . جهت صدور انگيزه معصوم عليه السّلام از سخن ، عمل و تقرير يك فعل مراد ، جهت صدور روايت است و آن ، انگيزه معصوم عليه السّلام از سخن ، رفتار و تقريرى است كه در قالب خبر ، روايت شده است . انگيزه‌اى كه معصوم عليه السّلام را به كارى يا سخنى وامىدارد ، در موارد مختلف ، فرق مىكند ؛ گاه انگيزه ، بيان حكم واقعى ، گاه تقيه به خاطر حفظ جان خود و يا شيعيان و گاه غير آنها است . فقيه هنگام استنباط بايد علاوه بر دقت در درستى صدور روايت از معصوم عليه السّلام ، به انگيزه صدور آن نيز توجه كند . از جاهايى كه به انگيزه صدور روايت استناد مىشود ، مبحث